تبلیغات
دل نوشته های دیوونه و عــــــــــــــروســــــــــــــك - سخت است
 
دل نوشته های دیوونه و عــــــــــــــروســــــــــــــك
دلی كه شكست . . . !! مرغی كه پرید . . . !!
درباره وبلاگ


کسیکه در حضورت از تو می ترسد در غیابت از تو متنفر است




مدیر وبلاگ : دیوونه
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فال حافظ

پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : دیوونه

چقدر سخت است هنگامی که می خواهی و نمی توانی!!

هنگامی که دوست می داری در کنار عشقت باشی , اما نباشی!

چقدر سخت است به اجبار بخواهی کسی را دوست داشته باشی و

چقدر سخت است که آن شخص کنارت باشد و

اما

عشقت نباشد!!!

آه . . . . !! عشقم برگرد و کنارم باش یا بهتر بگم تا برگشتنم منتظرم باش لطفا.

کنارم باش تا او نباشد...

من دیوانه وار تو را می خواهم  فقط تو را،هر چند که ازم دور باشی.  





نوع مطلب : آزاد، دفترخاطرات، دل نوشته ها، پندها واندرزها، 
برچسب ها : آرزو، خدا، آرزوی عاشق، د، دل نوشته، دیوونه، حرام، عاشقانه، عفو، عروسک، دل نوشته های دیوونه وعروسک، لطف، محرم، یار، دل، عشق، رسیدن، هدف، مردن، شرمنده،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 28 خرداد 1392 11:28 ق.ظ
رفتم برای گردش در میان گلستان یکی از دوستان
دیدم بسادگی این جمله را نوشته بود :
" آب نریختم که برگردی ! اب ریختم تا پاک شود هرچه ردّ پای توست ، از زندگی ام ...! "
عمیقا این عبارت در جانم اثر کرد و سراپایم را لرزاند ...
و به ناگاه جویبار این ابیات در ذهنم جاری شد ...
گفتم نکند میزبان بزرگ پشت پایم آب مفارقت ریخته باشد که دیگر رویم را نبیند و مرا به خویش نخواند .
نه ! خدای بزرگ تو کریمتر و رحیمتر از آنی که این بخواهی ...! فلذا سوختم و سوختم و سوختم !
" آب از پی ام نریخت که آیم دوباره من/شاید برای شستن ردّی که از من است "

جمعه 5 اسفند 1390 02:13 ب.ظ
عالی بو متنت..
همش حقیقت بود
دلم گرفته بود بیشتر گرفت!!!
دیوونه مرسی
یکشنبه 30 بهمن 1390 10:11 ق.ظ
یکشنبه 30 بهمن 1390 10:00 ق.ظ
سلام آپمممم
یکشنبه 30 بهمن 1390 08:42 ق.ظ

این روزها

حتی اگر خون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو یک کلمه است :

آخی !!!

یکشنبه 30 بهمن 1390 01:39 ق.ظ
امشب خسته تر از هر شبم...
كاش میشد گوشه ای نوشت:
خدایا !
امشب خیلی خستم !
فردا صبح بیدارم نكن...

دیوونه میدونم حالت خوش نیست ولی ازت میخام دعام كنی حال دلم خوش نیست این روزا...
شنبه 29 بهمن 1390 10:42 ب.ظ
سخت اسسسسسسسسسسست
شنبه 29 بهمن 1390 10:39 ب.ظ
سلام مرسی که بهم سرزدی
شنبه 29 بهمن 1390 07:19 ب.ظ
سلام داداش گلم آپم بیا
منتظرمــــــــــــــــا
شنبه 29 بهمن 1390 05:57 ب.ظ
گآهی فِـــــــــــــــــکر میکُـــــنَم

عــــــــــــــــــــــــــــــاشق رآ بـا الـــــــــــــــــــــــــــــــــف باید نوشت

تا کِه معلــــــــــــــــــوم شود...

ســـرش همیشهـ كلاهــــــــــ مـــــــــــــــــــی
شنبه 29 بهمن 1390 04:37 ب.ظ
سلام خوشحال شدم که سر زدین
شنبه 29 بهمن 1390 04:25 ب.ظ
من را نگاه کن!

ببین چه کودکانه نشسته ام

ببین چه بی اراده چشم دوخته ام

ببین جه بی بهانه لبخند میزنم..

بغض میکنم؟

نـه!

من را نگاه کن!

ببین چه عاشقانه سکوت میکنم..
شنبه 29 بهمن 1390 03:59 ب.ظ
"آخرین جرعه این جام"

همه میپرسند

چیست در زمزمه مبهم آب

چیست در همهمه دلکش برگ

چیست در بازی آن ابر سپید

روی این آبی آرام بلند

که ترا می برد

اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها

چیست در کوشش بی حاصل موج

چیست در خنده جام

که تو چندین ساعت

مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر

نه به آب

نه به برگ

نه به این آبی آرام بلند

نه به این خلوت خاموش کبوترها

نه به این آتش سوزنده که

لغزیده به جام

من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

بغض پاینده هستی را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را میشنوم

می بینم

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم...............................................


مشیری
شنبه 29 بهمن 1390 03:44 ب.ظ
سلام داداش
اون نباید منتظرت باشه اون باید پیشت باشه تحت هرشرایطی...
شنبه 29 بهمن 1390 03:37 ب.ظ
سلام عاشق مهربان
.....................
بعد عمری که غمت با من بود
کاش تکلیف دلم روشن بود
غیر از این دغدغه ها دل دل ها
چه مگر از تو نصیب من بود
همه ی عمر دل عاشق من
در تب وتاب تو را جستن بود
پی دیدار تو کار دل من
در به در ،در پی تو گشتن بود
همه ی دلخوشی من همه عمر
شوق یک لحظه تو را دیدن بود
آه از این دل،دل تنگی ها
کی دل از دست غمت ایمن بود
لاقل کاش در این بادیه ها
سهمم از تو بوی پیراهن بود...

شنبه 29 بهمن 1390 02:54 ب.ظ
مطمئن باش بعدهرسختی اسونی هست
شنبه 29 بهمن 1390 12:53 ب.ظ
سلام داداشی مرسی به وبم اومدی واقعآخوشحالم کردی این چند وقت که نبودی جای خالیت معلوم بود.
آره واقعآسخته چون خودم تجربشون کردم.....


شنبه 29 بهمن 1390 12:46 ب.ظ
سلام .
اوه ! آقا نمی گی اینقدر عاشقانه مطلب می نویسی اشک ما دل نازکا رو در میاری؟آخه این رسمشه ؟!
(ایشالا به پای هم بمونید و به پای هم پیر بشید ! )
شنبه 29 بهمن 1390 12:42 ب.ظ
salam dooste man mamnoon k be vebam sar zadi, mage mishe divoone yadam bere???? hamishe behet sar mizanam
شنبه 29 بهمن 1390 12:07 ب.ظ
سلام دوست عزیز خیلی خیلی سختههههههه
شنبه 29 بهمن 1390 11:50 ق.ظ
سلام
مرسی عزیز
عذر میخوام کم سر می زنم
چند ماهیه گرفتارم...
فقط خواستم بگم نبودنم دلیل بر فراموشیتون نیس
قلبم همیشه با شماس
منت دارم کردین
ایام به کامتون
شنبه 29 بهمن 1390 10:40 ق.ظ

بیراه رفته بودم آنشب

دستم را گرفته بود و می کشید ...

زین پس ٬

همه عمر بیراهه خواهم رفت !

شنبه 29 بهمن 1390 07:40 ق.ظ
سلام
البته ...
یا حق
دیوونه سلام
شنبه 29 بهمن 1390 07:20 ق.ظ
خیلییییییییییی سخته

ولی امیدوارم که تمام این سختی ها تموم بشه و به آرزوتون برسید.
دیوونه منم امیدوارم ومرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.